محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )
246
مناقب مرتضوى ( فارسي )
امير المؤمنين فرمود : « لو شئت لاوقرت بباء بسم اللّه سبعين بعيرا » يعنى اگر خواستمى ، از تفسير « با » ى بسم اللّه هفتاد شتر بار كردمى . و هم از وى مروى است كه : روزى امير المؤمنين فرمود : به خدا اگر خواستمى ، از احوال جميع مردم خبر دادمى ليكن ملاحظه دارم كه در محبّت من به دين و شريعت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - كافر شوند . » منقبت : در مجلّد ثانى حبيب السّير مسطور است كه : « امير المؤمنين روزى به يكى از صحابهء خود مىفرمود : در قرآن هيچ آيتى نازل نشده در بر و بحر و يا در سهل و جبل و يا در ليل و نهار مگر آنكه بر آن عالم نباشم كه در شأن كه و در كدام وقت نازل شده . » هم در كتاب مذكور مسطور است كه : « سند جميع سالكان علوم صورى و معنوى از جنس كلام و تفسير و فقه و معانى و منطق و نحو و صرف و غيره - على هذا القياس - به امير المؤمنين درست مىگردد . » منقبت : در روضة الشّهداء مسطور است كه : « سلطان اوليا على مرتضى مىفرمود كه : خاتم انبياء مرا هزار باب از علم آموخت كه از هر بابى هزار باب ديگر بر من منكشف شد . » شيخ عطار گويد : نبى در گوش او يك علم درداد * و زان اندر دلش صد علم بگشاد چو شهر علم دين پيغمبر آمد * درِ آن شهر بىشك حيدر آمد منقبت : در فصل الخطاب از ابن عباس منقول است كه : « حقّ سبحانه ده جزو علم آفريده ، نه جزو تنها به امير المؤمنين داده و يك جزو به تمام عالميان قسمت نموده و به خدا كه مرتضى على در اين حصّه هم شريك و غالب است بر همهء ما . و هم از وى منقول است كه گفت : علم الهى شش سدس است ؛ پنج فقط از آن امير المؤمنين على است و يك سدس جميع مردمان را و به درستى كه در آن سدس ششم نيز شريك است تا غايتى كه از همهء ما اعلم است . »